وقتی کفگیر آدم به ته دیگ می خوره میره از تو نوشته های قدیمی یه مطلبی میذاره تو وبلاگش.مثل این مطلب که اسفند ۷۷ در نشریه دانشجویی آلاله نوشتم.
معرفی یک نماد
این نماد یین یانگ (Yin-Yang) نام دارد و اساس فلسفه و عرفان شرق دور است.در فلسفه چینی واقعیت عبارت است از یک فرآیند تغییر مداوم و پیوسته که تائو (Tao) نامیده می شود.از نظر این فلسفه تمامی پدیده ها یک فرآیند تغییر مداوم یا تائو هستند. اساسی ترین مشخصه تائو دوره ای (پریودیک) بودن آن است. در این نمودار یک طرف یین و طرف دیگر یانگ است. یین-یانگ هر دو چیز متضاد ( که در عین حال با هم هماهنگ و مکمل اند) می باشد. نه یین و نه یانگ هیچکدام بدون وجود دیگری معنایی ندارد و این دو با هم که باشند "یک" را به وجود می آورند. یین در کمترین مقدار خود قرین با یانگ در بیشترین مقدار است و به تدریج که یین زیاد می شود از یانگ کاسته می گردد و در نهایت وقتی یین ماکزیمم است در حقیقت یانگ به مینیمم رسیده است. نقطه سفید درون یکی و سیاه درون دیگری نشان وجود جوهری از هر کدام درون آن دیگری است. این شکل در نقاشی کاملترین صورتی است که می تواند بیانگر تضاد و تقابل (contrast) باشد. همانطوریکه می دانید بعضی رنگها با بعضی دیگر تضاد دارند و اینگونه رنگها در حضور همدیگر جلوه ای بیشتر پیدا می کنند. مثلا در کاشیکاریهای مساجد نوشتن با رنگ سفید بر روی زمینه آبی لاجوردی به همین دلیل است.
می دانیم که برای شناخت پدیده ها دو راه وجود دارد: یکی شناخت آنها از روی همانندشان و دیگر شناخت آنها از روی متضادشان و هر چیزی در این دنیا حتما برای وجود یافتن محتاج ضد خویش است. مثلا شادی بدون غم معنایی ندارد و ... تنها استثنای این قاعده خداست که جامع جمیع اضداد است. در قرآن آمده:
هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن (حدید3)
پس یین و یانگ لازم و ملزوم یکدیگرند و مثل دو روی یک سکه هستند. مسلما نمی توان سکه ای با یک رو تصور کرد. دم بدون بازدم معنایی ندارد. نمونه های دیگری از یین و یانگ:
عقل و عشق - زن و مرد- مطلق و نسبی - جاذبه و دافعه - مثبت و منفی - فاز و نول - روح و جسم - دنیا و آخرت - نور و ظلمت - جمال و جلال - روز و شب - طبیعت و ماوراء طبیعت - ماده و معنی - وجود و عدم - موسیقی و سکوت
شیخ محمود شبستری در مورد شناخت اشیا که در بالا گفته شد می گوید:
ظهور جمله اشیا به ضد است ولی حق را نه ضد است و نه ند است
چو نبود ذات حق را ضد و همتا ندانم تا چگونه دانی او را؟
و در مورد لزوم وجود متضادها می گوید:
اگر خورشید بر یک حال بودی شعاع او به یک منوال بودی
ندانستی کسی کاین پرتو اوست نبودی هیچ فرقی از مغز تا پوست
در قرآن آمده است:
و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون (ذاریات 49)
و از هر چیزی دو نوع بیافریدیم تا مگر متذکر گردید.
که باز هم تصریحی است بر خلقت تضادها ( زوج ها - هماهنگ ها)
در آیین حضرت زرتشت جهان هستی میدان مبارزه و کشمکش دائم دو نیروی ضدین یعنی سپنتا مینو (با نماد سیمرغ در مینیاتور ایرانی ) و انگره مینو (با نماد اژدها در مینیاتور) است و این دو گوهر همزاد در عین حال که با هم مخالف و در ستیزند لازم و ملزوم یکدیگر نیز هستند. در بند سوم هات 30 یسنا می خوانیم:
آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور پدیدار شدند یکی نیکی است و دیگری بدی در اندیشه و گفتار و کردار.
همه می دانیم که نور دارای دو نوع رفتار است: ذره ای و موجی. از دیدگاه فیزیک کوانتم این موضوع الان قبول شده است که نور (فوتون) و الکترون و دیگر ذرات بنیادی اتم هم ذره هستند و هم موج. این نظریه مکمل نیلزبوهر است و بدین معنیست که یک الکترون هم ذره است و هم موج و یکی بدون دیگری بی معنی است و یک حالت تکمیل کننده حالت دیگر است. این نظریه از همین یین-یانگ الهام گرفته شده و خود بوهر هم به این موضوع معترف بود و سخت شیفته این نمودار.
سهراب سپهری نیز گل شبدر و لاله قرمز را به عنوان یین-یانگ می بیند و می گوید:
من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
و به قول هرمان هسه در کتاب سیذارتا:
واقعیت شامل مجموعه حقایق و ضد حقایق است. در مقابل هر حقیقتی یک ضد حقیقت وجود دارد که آن نیز به نوبه خود یک حقیقت است . وقتی تنها حقیقت یا ضد حقیقت را در نظر می گیریم فقط نیمی از واقعیت در بر گرفته می شود که از کمال و وحدانیت بی بهره است. تمام آوازها آرزوها رنجها لذت ها بدی ها خوبی ها همه با همدیگر جهان را تشکیل می دهند وهمه با هم جویبار جودث و آوای زندگی را می سازند.